۶ بهمن ۱۴۰۴، ۱۵:۰۰

خرده‌روایت‌های مهر از دی‌ماه زخمی/۴۷

وقتی شهر قربانی خشم بی‌نام شد

وقتی شهر قربانی خشم بی‌نام شد

مشهد- دی‌ماه که به نیمه رسید، شعله‌ها نه فقط به جان ایستگاه‌های اتوبوس و پل‌های عابران افتادند، که به دل شهر خزیدند؛ مشهد در سکوت شب، قربانی خشمی شد که نه نام داشت، نه نشانی از مردم.

خبرگزاری مهر- گروه استانها: شب‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ در مشهد، دیگر بوی زمستان نمی‌داد؛ بوی دود می‌آمد. بوی پلاستیکِ سوخته‌ ایستگاه‌های اتوبوسی که روزها مأمن انتظار مردم بودند و شب‌ها به تلی از خاکستر بدل شدند. هنوز چراغ برخی ایستگاه‌ها روشن بود که شعله‌ها از دل شیشه‌ها زبانه کشیدند؛ نیمکت‌هایی که شاهد خستگی کارگران و دانشجویان بودند، در آتش خشم اغتشاشگران ذوب شدند.

در خیابان‌های شلوغ شهر، پل‌های هوایی عابران که قرار بود پناهی برای عبور امن مردم باشند، یکی پس از دیگری زخمی شدند. شیشه‌های شکسته، پله‌های سوخته و بدنه‌هایی سیاه‌شده، تصویر عبور و مرور شهری را به صحنه‌ای از ویرانی بدل کرد. پل‌هایی که هر روز سالمندان، کودکان و مادران از آن‌ها عبور می‌کردند، حالا نشانه‌ای از خشونت کور بودند.

در گوشه‌ای دیگر از شهر، صدای شکستن شیشه‌ها سکوت شب را درید. عابربانک‌ها، این ابزار ساده‌ زندگی روزمره، بی‌هیچ دلیلی هدف حمله قرار گرفتند. دستگاه‌هایی که برای کمک به مردم نصب شده بودند، یا در آتش سوختند یا با ضربه‌های پیاپی از کار افتادند؛ و صف‌های فردای مردم، طولانی‌تر شد.

روایت شهروندان مشهد از شب‌هایی می‌گوید که ترس، جای آرامش را گرفت و تخریب، جای مطالبه را. حوادثی که نه نشانی از اعتراض داشت و نه نسبتی با خواست مردم؛ بلکه فقط زخمی تازه بر پیکر شهری بود که نفس می‌کشید.

مشهد، این روزها هنوز ایستاده است؛ با ایستگاه‌هایی که باید دوباره ساخته شوند، پل‌هایی که باید ترمیم شوند و خاطره پس از دیگری زخمی شدند. شیشه‌های شکسته، پله‌های سوخته و بدنه‌هایی سیاه‌شده، تصویر عبور و مرور شهری را به صحنه‌ای از ویرانی بدل کرد. پل‌هایی که هر روز سالمندان، کودکان و مادران از آن‌ها عبور می‌کردند، حالا نشانه‌ای از خشونت کور بودند.

در گوشه‌ای دیگر از شهر، صدای شکستن شیشه‌ها سکوت شب را درید. عابربانک‌ها، این ابزار ساده‌ زندگی روزمره، بی‌هیچ دلیلی هدف حمله قرار گرفتند. دستگاه‌هایی که برای کمک به مردم نصب شده بودند، یا در آتش سوختند یا با ضربه‌های پیاپی از کار افتادند؛ و صف‌های فردای مردم، طولانی‌تر شد.

روایت شهروندان مشهد از شب‌هایی می‌گوید که ترس، جای آرامش را گرفت و تخریب، جای مطالبه را. حوادثی که نه نشانی از اعتراض داشت و نه نسبتی با خواست مردم؛ بلکه فقط زخمی تازه بر پیکر شهری بود که نفس می‌کشید.

مشهد، این روزها هنوز ایستاده است؛ با ایستگاه‌هایی که باید دوباره ساخته شوند، پل‌هایی که باید ترمیم شوند و خاطره‌ شب‌هایی که آتش، به جان شهر افتاد، اما نتوانست امید را بسوزاند.

کد خبر 6732054

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha